نوروز 88 تصمیم گرفتم که خیلی از فکرها و تصمیماتی که مدتها بود گرفته بودم و به نتیجه نمی رسید رو عملی کنم یا راه دیگه ای رو انتخاب کنم .
چند تا انتخاب بود که باید یکی از اونها رو عملی می کردم . ولی از هیچ کدوما احساس رضایت نداشتم..
تا اینکه دیدار من با یک دوست قدیمی و صحبت در مورد ایده ها و تصمیمات من در تابستان گذشته باعث شد که من تصمیمی رو بگیرم که مدتها بود در ذهنم بود ولی فقط یک نیروی محرک لازم داشت که منو به جلو هل بده .
یک تحقیق 2 هفته ای در مورد شرایط و مدارک و محیط و کلی چیزهای دیگه و در نهایت بهترین گزینه ای که با توجه به شرایطم داشتم انتخاب کردم یعنی :
مهاجرت به کبک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱ نظر:
سلام
مبارک باشه.
منتظر پست هات هستم.
ارسال یک نظر