تولدم مبارک ..
دیروزروز تولدم بود و یک شب خوب با حضور دوستان عزیزم برگزار شد. دیروز یک عالمه کار داشتم از صبح که بیدار شدم برای مهمونی شب حسابی زحمت کشیدیم مثل همیشه مریم عزیزم از صبح اومد کمک واقعا دوست به این نازنینی کجا می تونم پیدا کنم ؟؟؟؟؟؟
خواهر نازینین و گلم هم که جای خودش رو داره واقعا گاهی فکر می کنم میشه این همه زحمتی که من تو همه این سالها بهش دادم رو جبران کنم؟؟؟؟؟؟
دیشب کمی دلم گرفت اول اینکه جای یکسری آدمهایی که دوست داشتم باشن خالی بود دوم واقعا نمیدونم سال دیگه کجام و یک جمع شاد و دوستانه مثل دیشب رو می تونم دوباره تجربه کنم ؟
فکر می کنم مراسم تولد به خوبی برگزار شد و همه شاد بودن. به من که خیلی خوش گذشت حسابی رقصیدم و خندیدم .
تقریبا همه دوستانی که باهاشون در ارتباط هستم بودن ولی واقعا می دونم که جا داشت یک عالمه مهمون دیگه هم دعوت کنم ولی خیلی کاره سختیه مدیریت مهمانهای زیاد. پیش خودم گفتم اشکال نداره good bye party همه دوستان خوبی که می شناسم و شاید مدتهاست ندیدمشون رو دعوت می کنم.
دیشب یک شب به یاد ماندنی میشه برای من حتما . دوست داشتم یک عکس یادگاری از مراسم دیشب اینجا بذارم ولی شرایط مهمونا رو نمیدونم شاید دوست نداشته باشن...
با همه این ها یک سال دیگه هم به سن من اضافه شد. از اونجا که سن همه خانمها یم رازه نپرسین چند ساله شدم دیشبم فکر کنم 13و14 شمع بیشتر نذاشتیم روی کیک. :))))
امیدوارم که هر اتفاقی که امسال برام پیش میاد خوب باشه و در کنار همه کسانی که دوستم دارن و دوستشون دارم باشم.
دیروزروز تولدم بود و یک شب خوب با حضور دوستان عزیزم برگزار شد. دیروز یک عالمه کار داشتم از صبح که بیدار شدم برای مهمونی شب حسابی زحمت کشیدیم مثل همیشه مریم عزیزم از صبح اومد کمک واقعا دوست به این نازنینی کجا می تونم پیدا کنم ؟؟؟؟؟؟
خواهر نازینین و گلم هم که جای خودش رو داره واقعا گاهی فکر می کنم میشه این همه زحمتی که من تو همه این سالها بهش دادم رو جبران کنم؟؟؟؟؟؟
دیشب کمی دلم گرفت اول اینکه جای یکسری آدمهایی که دوست داشتم باشن خالی بود دوم واقعا نمیدونم سال دیگه کجام و یک جمع شاد و دوستانه مثل دیشب رو می تونم دوباره تجربه کنم ؟
فکر می کنم مراسم تولد به خوبی برگزار شد و همه شاد بودن. به من که خیلی خوش گذشت حسابی رقصیدم و خندیدم .
تقریبا همه دوستانی که باهاشون در ارتباط هستم بودن ولی واقعا می دونم که جا داشت یک عالمه مهمون دیگه هم دعوت کنم ولی خیلی کاره سختیه مدیریت مهمانهای زیاد. پیش خودم گفتم اشکال نداره good bye party همه دوستان خوبی که می شناسم و شاید مدتهاست ندیدمشون رو دعوت می کنم.
دیشب یک شب به یاد ماندنی میشه برای من حتما . دوست داشتم یک عکس یادگاری از مراسم دیشب اینجا بذارم ولی شرایط مهمونا رو نمیدونم شاید دوست نداشته باشن...
با همه این ها یک سال دیگه هم به سن من اضافه شد. از اونجا که سن همه خانمها یم رازه نپرسین چند ساله شدم دیشبم فکر کنم 13و14 شمع بیشتر نذاشتیم روی کیک. :))))
امیدوارم که هر اتفاقی که امسال برام پیش میاد خوب باشه و در کنار همه کسانی که دوستم دارن و دوستشون دارم باشم.
۲ نظر:
تولد یعنی شروع دیگر...
آدم فرنگی جون من یه باره دیگه تولدت تبریک میگم تا امسال هر روز، روز تولدت باشه.
نمای اول: دخترک با آن موهای مشکی و آن چهره دوست داشتنی آمد
نمای دوم: تو دوستش داری و او در نهنانخانه دلت خوش نشسته است
نمای سوم : دخترک غم عجیبی در چشمان می درخشد.
نمای چهارم : دخترک از تو با رفتن گفت و تو مات و مبهوت مانده بودی چه بگویی
نمای پنجم : دخترک حالا دیگر مصمم است و مقصد هم مشخص
نمای ششم: دخترک حالا خوشحال است و تو غمگینی
نمای هفتم : دخترک دیگر دارد میرود و تو تنها میتوانی نگاهش کنی که دور میشودو یادت می آید احمد رضا را که در فراق دوستی می خواند: می روی و گریه می آید مرا، ساعتی بنشین که باران بگذرد
ارسال یک نظر