آنقدر دوستت دارم
که هر چه بخواهی ، همان را بخواهم.
اگر بروی, شادم
اگر بمانی شادتر
تو را شاد می خواهم
-با من یا بی من-
بی من اما؛
شادتر اگر باشی،
کمی
- فقط کمی-
نا شادم
و این همان عشق است.
عشق همین تفاوت است:
همین تفاوت که به مویی بسته است
و چه بهتر که به موی تو بسته باشد.
خواستن تو
فقط یک مرز دارد
که نخواستن توست
و فقط یک مرز دیگر
که آزادی توست.
وقتی شادم که آزادی
که هر چه بخواهی ، همان را بخواهم.
اگر بروی, شادم
اگر بمانی شادتر
تو را شاد می خواهم
-با من یا بی من-
بی من اما؛
شادتر اگر باشی،
کمی
- فقط کمی-
نا شادم
و این همان عشق است.
عشق همین تفاوت است:
همین تفاوت که به مویی بسته است
و چه بهتر که به موی تو بسته باشد.
خواستن تو
فقط یک مرز دارد
که نخواستن توست
و فقط یک مرز دیگر
که آزادی توست.
وقتی شادم که آزادی
۳ نظر:
شب سیاه ترین اتفاق جهان است
وقتی چشم های تو نیست
تا به روز سیاه بنشاندم
بادبادک دلمون رو به سر زلف دخترک گره زدیم و او مثل همیشه ما را در آسمان با خود به اوج میبرد!
دخترک مواظب بند دل ما باش!
عزيزم...چقدر قشنگ بود...خيلي خيلي دوست داشتني...
ارسال یک نظر